به راستی صلت کدام قصیده ای ای غزل؟

اگر بخواهی منتظر بنشینی تا وقتش برسد, بگذار من خیالت را راحت کنم!

هیچ وقت موعدش نمیشود!

................

این روزها فقط دلم را به بهانه های الکی خوش می کنم. ولی باز هم خوش نمی شود...

/ 15 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کیاکوچولو

ناد علیا ً مظهر العجائب ای آنکه علی علی کنی ، کیست علی ؟ آنکس که تو اش وصف کنی ، نیست علی یکروز برو، بــِزی چنان که می زیست علی آنوقت بیا به ما بگو کیست علی ××××××××××××××××× ××××××××× ××××××××××××××××× عیدتون مبارک.

علی روحی

سلام [گل] هدیه بامدادی [گل] ارتقای شغلی پرسيدم : راههای ارتقای شغلی چيست ؟ گفت : چرخش شغلی ، سفر ، افزايش مسئوليت ، خواندن کتابهای برانگيزنده ، مشاوره ، ديدار از سازمانهای مترقی و پيشتاز و نشست های کيفيت بخشی برخدمات ، راه هايی هستند که به ارتقای شغلی ختم خواهند شد . [گل] تعطيلات پرسيدم : چه کنم که زود از کار نيفتم ؟ گفت : گاهی قدم بزن ، تغذيه مناسبی داشته باش ، درست تنفس کن ، آخر هفته را به تفريح اختصاص بده ، زياد از خودت کار نکش ، و درکلاس آموزش کنترل و آرامش ذهن شرکت کن . [گل] دانشگاه ماشين می گفت : در دانشگاه ماشين ثبت نام کرده ام . پرسيدم : اسم اين دانشگاه را نشنيده بودم اين دانشگاه کجا هست ؟ گفت در داخل ماشين ، من نوارهای آموزشی تهيه کرده ام که در ماشين گوش می کنم ، کتابی دارم که پشت چراغ قرمز آن را مطالعه می کنم و زمان های مرده خودم را به اين طريق به زمان يادگيری تبديل می کنم ، پس من هم تصميم گرفتم دردانشگاه ماشين ثبت نام کنم . [گل][گل][گل] [گل]

پلخمون

این روزها که می گذرد شادم که می گذرد این روزها * خوبی ش اینه که به هر حال می گذره

کدخدا

و هیچ چیز سخت تر از انتظار نیست [ناراحت][نیشخند]

beyzai

it is great! i mean to read your notes in English. i cant wait for it!! plz let me know whenever you made it ------------------------------------------------ ?why don't i understand you at this note [ناراحت]

علی روحی

سلام [گل] هدیه بامدادی [گل] تماشاچی درسازمانی که عده ای کار می کنند و عده ای تماشاچی هستند طولی نمی کشد که همه تماشاچی می شوند ، هنرمديريت کشف افراد ، و سپس راه بردن آنهاست تاکسی بی کار نباشد . چون شخص بی کار ، دست سه نفر آدم کاری هم می بندد [گل] دو احساس متفاوت هر ارباب رجوعی موقع برگشتن از سازمانی که به آن مراجعه می کند يکی از اين دو احساس را پيدا می کند : يا احساس افزوده شدن می کند يا احساس کاسته شدن ، احترام ، برخورد خوش و انجام سريع کار به او احساس افزوده شدن می دهد ، تحقير ، سرگردانی ، دست خالی برگشتن به او احساس کاسته شدن می دهد . نقل از کتاب کارمند دانا و سازمان توانا تاليف دکتر غلامحسين عدالتی چاپ اول سال 85 [گل] سوالات کارساز هرکارمندی که به اين سوالات پاسخ بدهد کارمند کارآمدی است ، سوالات اين ها هستند فلسفه وجودی من در اين سازمان برای چيست ؟ آيا اگرخودم مشتری بودم از عمل کردم راضی می شدم ؟ تصوير من از آينده شغلی ام چيست ؟ امروز چه خدمت جديدی به مشتريان و ارباب رجوع انجام داده ام ؟ [گل]

امید آزادی

سلام دوستان یلدا یعنی میلاد، یعنی تولد تولد لبهای شما به گل خنده میلاد شکوفایی قلب شما به عطر مهر و محبت یلدای آریائیتان مبارک [گل][گل][گل][بدرود]

سحر

گوش كن، دور ترين مرغ جهان مي خواند. شب سليس است، و يكدست، و باز. شمعداني ها و صدادارترين شاخه فصل،ماه را مي شنوند. *** پلكان جلو ساختمان، در فانوس به دست و در اسراف نسيم، *** گوش كن، جاده صدا مي زند از دور قدم هاي ترا. چشم تو زينت تاريكي نيست. پلك ها را بتكان، كفش به پا كن، و بيا. و يا تا جايي، كه پر ماه به انگشت تو هشدار دهد و زمان روي كلوخي بنشنيد با تو و مزامير شب اندام ترا، مثل يك قطعه آواز به خود جذب كنند. پارسايي است در آنجا كه ترا خواهد گفت: مثل همیشه قدوم پرمهرت را در کلبه ام ارج می نهم و تورا به کلبه کوچکم برای جشن کوچکی دعوت می کنم ...قدوم پرمهرت را گرامی میدارم گرامی... روزت قشنگ و دلفریب